دیروز برای اولین بار رفتم کارواش خودم.. بعدش تا منتظر بودم کار ماشین تموم بشه رفتم لوازم التحریری خودکار خریدم و رفتم گلفروشی دوتا گل خریدم.. خلاصه یه کارواش منو حسابی تو خرج انداخت!!
مهمونی جمعه افتاد دو شنبه.. الان وقت کافی برا ریکورد دارم ولی صندلی هنوز نخریدم.. بشینم روش کمر دردم باز میزنه بالا تازه آروم شده.. ولی خب چاره ای ندارم..
مهمونی جمع و جور و خوب بود.. خیلی ریختمو دوست داشتم.. هر چند آرایش چشامو ریدم ولی تیپم اوووف
پست بعدیم غر ریز درمورد این بود که نتایج نظام هم ندادن که پیامش اومد نتایج اعلام شده.. ولی من باید برم خونه از سیستم چکش کنم چون از گوشی نمیتونم بهش وصل بشم.. پس میشینم اینجا و در موردش پست میذارم :)))
تازگیا که یه ذره از فشار روم کم شده.. حس میکنم زندگی چقد قشنگه.. شایدم این بخاطر حیاط خوشگله شرکته.. داره زمستون میاد ولی درختا هنوز سبز و قشنگن.. زل زدن بهشون از پنجره قدی داخل اتاقم آرام بخشه..
2520
واقعا باید نوشتن رو تموم کنم ولی در ذهنم قفل نمیشه..
سال جدید داره میاد.. از سال خودمون هم سه ماه بیشتر نمونده.. چقدر همه چیز گاهی سریع و گاهی کند پیش میره.. گاهی خیلی عجیب میشه زندگی.. تغییر اصلی ترین بخشه.. چی درسته چی غلط.. سعی میکنم بفهمم!!
انی وی حالم بهتره و دارم همه سعیم رو میکنم که بهتر هم بشه.. دارم سعی میکنم از مسیر لذت ببرم و بهترین تصمیم هارو بگیرم :) خدا پشتمه و اتفاق های هیجان انگیز رو به روم :) دلم روشنه به زودی به رویاهای بزرگم میرسم..
دیروز یه چیز کریسمسی دیدم برا حنان.. دلم موند پیشش.. الان واقعا پول ندارم بخرمش ولی 😢
الان باید پاشم برم دنبال کارهام و کارواش و خرید و اینا و بعد برم آماده بشم بریم عروسی ولی چون سر حرف زدنم باز شده نمیتونم ول کنم اینجارو برم..
آرزوهای بزرگم و ذهن کوچیک و قلب ترسوم دارن همگی با هم میجنگن برام..
یه چسه قراره حقوق بگیرم بیست بار خرجش کردم.. هر کی هر چی میگه میگم بذا حقوق بگیرم.. انگار چقدره
فکر کنم یه سه ماه باید بگذره که همه نیازهای اولیه مو حل کنم و بعد به فکر قرتی بازیا باشم..
اتفاق های قشنگ و زیادی در راه اومدن به سمتم هستن.. با یه دل روشن منتظرشونم :)
شرکت فضاش خاله زنکیه و این واقعا اذیت میکنه.. نشد یه کار و محیط حرفه ای که لیاقت منو داشته باشه پیدا کنم :/
2510
همکارم تو شرکت.. مدیر داخلی مون.. خیلی خوبه دوسش دارم.. ولی یه مشکلی که باهاش دارم اینه که میشینه پیش آدم میره تو اینستا با صدای بلند
من بابامو نمیذارم باهام این کارو کنه..
چون دو سه روز آینده همش مهمونی ام.. نمیدونم کی وقت کنم ویدئو های هفته بعد رو درست کنم.. اگه این هفته بگذره و اونا رو ریکورد و ادیت و آپلود کنم میشینم پرتفولیو ها و حساب هامو درست میکنم و برنامه دوره رو میریزم.. وای خیلی بزرگه برام ![]()
شششتتتت الان فهمیدم چون خیلی قدم بزرگیه میترسم :)))))
مشکل جدید اینه که میدونم دردم چیه و میدونم چطور باید حلش کنم ولی.. الان فهمیدم که خیلی قدم بزرگیه و میترسم واقعا..
تو فکر آموزش ام.. نمیدونم میتونم از پسش بربیام یا نه.. باید یه جوری این هزینه مانیتایز کردن چنل رو جور کنم.. الان نزدیک دو کا فالور دارم و این واقعا عجیبه که چرا از اینا درآمد زایی نمیکنم.. فقط بیست نفر از بینشون کافیه.. میدونم که اگه خبرشو بذارم زود جور میشه چون خیلی آموزش فوق العاده ای خواهد بود.. ولی باید برنامه بریزم و استراکچر دوره رو دربیارم.. باید پلتفرم درست پیدا کنم و همه اینا زمان میخوان و با کار کردن هر روزه و این پروژه هایی که هر لحظه ممکنه بیاد سمتم سخته تمرکز کردن!!
کمر دردم بهتره.. بعد از دو هفته کار نکردن و رو صندلی ننشستن الان تازه داره بهتر میشه.. تا وقتی حقوق نگرفتم و صندلی نخریدم نمیتونم کارهای خونه رو ادامه بدم..
نمیدونم اگه با حقوق به مشکل بخوریم چه کنم.. از یه طرف دوس دارم بیام اینجا و یاد بگیرم و آدم هارو ببینم.. هر وقت دیدم از کار فریلنسری همراه با این میتونم پول دربیارم درمیام ولی تا اون موقع باید بمونم!!
این شغل یجوریه که هر روزش داری یاد میگیری.. حالا اینجا یه کم داغونه و اونقدر مرتب نیست که پروژه هارو پشت سر هک و با کیفیت کار کنیم و تحویل بدیم وگرنه که از اینم عالی تر میشد.. البته به نظرم تا همین حدش هم خوبه چون الان یه ماه و نیمه اینجام و کلی آدم های مختلف دیدم و شناختم و از همه چیز دارم یاد میگیرم هر لحظه.. حتی وقت هایی که تا ظهر بیکارم میشینم فکر میکنم و افکارمو جمع و جور میکنم..
چند روز پیش رفتیم برا متره یه مطب.. اولین تجربه ام بود.. و فوق العاده دقیق انجام شد.. بعد اومدم نشستم طراحیش کردم.. و قراره اجرا هم بشه.. خیلی ذوق دارم ببینم چطور شده..
وسط این دو دو تا کردن ها برا حقوقم.. ماشینو هم مالوندم به ستون پارکینگ.. انگار که رو قلبم خط انداختن.. انقدر ناراحت بودم برا بچم.. جونم بهش بستست.. دلم میخواد همش براش خرج کنم ![]()