همش حس میکنم تو قعره یه چاهم.. تا فکر میکنم که اینجا آخره چاهه و تموم شد باز میرم پایین تر.. دو ساله هی داره تکرار میشه و من نمیدونم آخرش کجاست.. هیچ پناهی ندارم هیچ دلخوشی ندارم.. هیچی نیست که لحظه ای آرومم کنه که یه دیقه آرامشم بشه.. حتی هیچکی رو ندارم که بتونم دردمو بهش بگم بلکه کمی آروم بشم..
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۴/۲۴ ساعت 0:59 توسط :)
|