2440
امروز سرایدار گفت بیا ببین این شومینه رو میتونی روشن کنی.. منم رفتم ببینم و روشنش کردم.. برگشتم اتاقم.. اومد برام یه شکلات آورد و زد پشتم که تو مثل دخترمی فلان.. منم گفتم اوکی دیگه پیره حتما مرامش اینجوریه.. که بلافاصله نظرم عوض شد.. لپمو کشید و من سرمو چرخوندم و بزور لپمو از دستش در آوردم.. و پنج دیقه ده دیقه بعدش تازه فهمیدم چه گوهی خورده.. دیگه نه نگاش کردم نه چیزی تو کل روز.. حالا یکی از همکار ها هم بودن تو شرکت خوبه.. هیچی بهش نگفتم محل سگ ندادم تا شب بهش.. نمیدونم چه برداشتی کرده.. واقعا احمقانست اگه بگم فکر میکنم چون تشکر میکردم برا چای آوردنش و سلام احوال پرسی میکردم اینکارو کرد.. هنوز یه هفته کامل سره این کار نبودم اینجوری شد.. خب الان بهم برخورده و خیلی حرکت چندش آوری بود و فکر کنم محل سگ نذارم بهش حل بشه.. درست فکر میکنم؟ از یه طرف حسم میگه باید به رئیس گزارشش بدم.. هم بخاطر اینکه دیگه از این گوها نخوره و تذکر بگیره و فکر نکنه میتونه تکرارش کنه و هم رئیس بدونه که اگه دوبارخ این اتفاق بیفته من ساکت نمیشینم.. ولی از یه طرف هم میترسم که چون پیره بهش بربخوره یا اخراج بشه بعد بیفته دنبالم و یه جوری زهرشو بریزه.. فکر کنم خیلی دارم جنایی فکر میکنم.. معمولا صبح ها تو شرکت تا ساعت ده اینا تنهاییم اگه بازم بخاد نزدیکم بشه چی؟؟ این عادیههه؟؟ برا کسی پیش اومده همچین چیزی؟؟ چیکار باید کرد تو این شرایط؟؟