شرکت خیلی خوشگله.. تو خیابون مورد علاقم هم هست و ویلاییه.. سره میزم کافیه سرمو بچرخونم تا حیاط پاییزی رو ببینم با دروازه های ورودی و ماشین هایی که یه لحظه حتی متوقف نمیشن.. راستش هیچ جوره نمیتونم تصور کنم که به این زودیا از اونجا خسته بشم و نرم..
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۸/۲۸ ساعت 22:7 توسط :)
|